زبانحال حضرت سیدالشهدا با حضرت قاسم علیهم السلام
شاعر : سیدهاشم وفایی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل
از بس که پاره پاره ز تیغ جفا شدی چون آیـۀ مـقـطـعـه از هم جـدا شدی
وقتی رسیـدهام به کـنارت که دیـدهام سرتا به پای خویش پُر از زخم ها شدی
سنگـیندلان کـوفه چه کردند با تنت آئـیـنـۀ شـکــسـتـۀ دشـت بــلا شــدی
با عزم و رزم خویش گُل مجتبای من یـادآور حـمـاسـهای از مجـتبی شدی
خـالی نـبـود کرب و بلا جای مجتبی در پیـش دیـدهام حـسـن کـربلا شدی
چسبیده است لعل لبت از عسل بهم؟ یا در سکوت خویش تو غرق خدا شدی
دیگر عمو نگفتی و جانم به لب رسید دیدم تنت فـتاده به خـاک و فدا شدی
تا خـیـمهگه چگـونه برم پیکـر تو را از سر تو را گرفتم و از پا رها شدی
دارم نگاه مرحمت و لطف سوی تو هرگه «وفایی» از غم ما در عزا شدی
|